یه شب از پنجره اتاقم عاشق میشم....
عاشق یه چیز نورانی و خوشگل:)
من عاشق ماه میشم...اولش که کوچولو بودم دستم به ماه نمی رسید و با خودم فکر میکردم هیچوقت نمیتونم بدستش بیارم...
و اون موقع فقط رنگ و نورش جذبم کرده بود...تا اینکه بزرگتر شدم.
یه روز زنگ علوم فهمیدم هیچوقت نمیتونم عشقمو بدست بیارم:)
فکر میکردم چقدر مسخرس!که بزرگ شدم و{چون بزرگ شدم)یکی از مهمترین ارزوهام به باد رفت
بعد از اون هر شب قبل خواب من با حسرت به ماه نگاه میکردم و به اون روزایه خوب بچگیم فک میکردم
به اون روزا لااقل یکم امید داشتم برا بدست اوردن ماه....
به اون روزا که فک میکردم ماهو میشد برداشت و یه جا برای خودم نگهش دارم:)
یجا که فقط و فقط برا خودم باشه و دست هیچ عهدی بهش نرسه...
#بر_اثاث_واقعیت
_________________________
طْا.حِ
"سی ام بهمن ماه"...
ما را در سایت "سی ام بهمن ماه" دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51